مزرعهی فکر
دوستدار شنیدن تمام اندیشهها
این شعر از کیست یار از غم من خبر ندارد گویی یا خواب به من گذر ندارد گویی تاریک تر است هر زمانی شب من یارب شب من سحر ندارد گویی ....... غم کی خورد آنکه شاد مانیش تویی یا کی مرد او که زندگانیش تویی در نسیه آن جهان کجا دل بندد آنکس که بنقد این جهانیش تویی ی برای پیدا کردن نام سراینده اگر حروفی که در آخر هر پست نوشته شده سرهم کنید پیدا میشود اگر طوفان شود از جمع باد ها محبت ها روند هردم زدلها اگر طوفان وزد از سوی دریا کند ویران وسر گردان بلم ها نسیمی گر وزد از سوی گلها کند عطرش هوارا مثل آنها چو عطر آگین شود دلهای یاران محبت ها رود در قلب آنان اگر بادی وزد از سوی دریا کند خال رخ یاران هویدا هوایی گر زند از سوی دلها همش پندار باشد زشت وزیبا گر بری کینه بدل سنگ گردد فکر تو سنگ هم میزند برجان و هم بر قلب تو گرکنی فکری که خوش آید ترا اتشی باشدکه سوزاند همی بام ترا فکر خدمت گرکنی با همت والا بخلق خوش درخشان میکند نام ترا نزد خدا ببخشید بدون نظر است . ر
انسان فکر میکند ایا گوسفندهم فکر میکند؟هر جوابی که بجز نمیدانم بدهیم اشتباه کرده ایم وماهم در نظر دیگران مانندآن میشویم که گفته ایم . انسان میداند که همه چیز گوسفند قابل استفاده است -پشم-گوست پوست و................ چگونه میشود انسانها برای انسانهای دیگر از نظر -رفتار - کردار -اندیشه و .......قابل استفاده باشد ؟ به نظر میرسد زمانی میسر میشود که به این گفته -هرچه کنی بخود کنی گر همه نیک وبد کنی توجه شود وانچه را برای خود نمی پسندد برای دیگران هم تجویز نکند.وآنچه را بسرش آمده وبد بوده انتقام نگیردوبسر دیگران نیاورد هرچند که قدرت آنرا داشته باشد. ببایید از هم اکنون کدورت هارا کنار گذاریم آنچه ازش رنج برده ایم برسر دیگران خالی نکنیم بیایید دریایی باشیم با همان وسعت که هرچه از ما بگیرند کمبودی نداشته باشیم وانچه به دیگران می بخشیم از ما کم نخواهد شد قابلیت استفاده رساندن به همه را بوجود اوریم کمبود های فکری خودرا از فکر دیگران ترمیم کنیم اینکه فکر ما برتر است را کنار گذاریم از ازار دیگران برای رسیدن به مقصد و آرزوهای خود پرهیزکنیم ص کدام یک برای شما مطمئن تر است ؟شما صحنه تصادفی را در خیابان دیده اید وفردای ان روز در مجلسی از زبان کسی دیگر می شنوید امابا تفاوت" نه اصلا در روز نامه میخوانید با تفاوت "شما چگونه قضاوت میکنید ؟ چه چیز را قضاوت میکنید وچه کسی راقضاوت میکنید ؟ودیگرانی که آن صحنه را ندیده اند وآنطور شنیده اند چه فکر میکنند؟ ایا میتوان فقط به شنیدها بسنده کرد ؟برخی از شنیدها صحنه ای ندارند پس چطور میتوان از آن مطمئن بود؟ ما تاریخ را میخوانیم یا می شنویم از دومنبع یا دو کتاب ویا دونفر" آنهم با تفاوت "کدام منبع درست است ؟کدام نفر درست گفته ؟در اینصورت مدیریت مزرعه فکر وارد میشود .سنجش به میان میآید و....... آنوقت قضاوت شروع میشود . شما هم فکر کنیدکه آیا بخاطر دارید که یک واقعه تاریخی را در دو منبع جدا گانه خوانده باشید ویا از زبان دو نفر شنیده باشید ولی متفاوت وکدام یک درباور شما اثربیشتری گذاشته؟چگونه قضاوت میکنید؟ ن تو اگر به دنبال هلو هستی باید ابتدا نهال هلو بکاری ، آنرا آبیاری کنی و در مقابل آفت ها از آن مراقبت کنی، تا درخت تو رشد کند و میوهی هلو داشته باشی. نمیشود که از درخت سنجد، انتظار داشت برای تو هلو بیاورد. وقتی فقط طمع کردی و بدون اینکه چیزی را از قبل آماده کرده باشی، بخواهی به نتیجه برسی، مثل این است که از درخت سنجدی که پر از خار است بالا روی و زخمی شوی و دست آخر هم دست خالی با کلی جراحت بارگردی سر جای اولت. حالا تلاش کن نهالی که دوست داری بکاری و به خوبی آن را رشد بدهی تا آرام آرام بزرگ شود و تو را به آنچه میخواستی برساند. اما بدان که کار تو پایان نیافته.... شما چه فکر میکنید ؟ ا آیا این جمله درست است که « بعضیها نمیفهمند » چه چیز را نمیفهمند؟ به نظر من جمله را باید اصلاح کرد؛ اینطوری «بعضیها نمیدانند». حالا باید پرسید چه چیز را نمیدانند. آن چیزی را نمیدانند که یا نخواندهاند، نشنیدهاند، یا ندیدهاند . پس فهم و دانستن با هم فرق میکنند. نتیجه اینکه همه میفهمند. میفهمند آنچه را میدانند. چون دانستهها برابر نیست. بعضیها که بیشتر میدانند به دیگران میگویند که نمیفهمند. اگر در جوامع، گفتگوها در فضای آرام انجام گیرد و تحمل شنیدهها بالا رود در این حالت دانستهها نیز برابر میشوند، آنوقت دیگر کسی به کسی نمیگوید که نمیفهمد. به نظر شما چرا بعضیها به افکار و عقاید دیگران احترام نمیگذارند و بجای فهم مطلب و شادی از آن خشونت به خرج میدهند؟ جوامعی که شاد نیستند و راه شادی را هم تجربه نکرده اند کمتر میدانند و آسیبپذیر هستند . بیایید برای اینکه آسیبپذیر نباشیم شاد باشیم که بیشتر بدانیم و تحمل همدیگر را داشته باشیم. آنوقت است که همه میفهمند و شادند الله . هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز. اینها قدرت است واین قدرت را برای خودش نگه نمیدارد؛ به دیگران میدهد و مزدی طلب نمیکند و جالبتر از همه اینکه هر سال میآید وخسته هم نمیشود و گلهای هم ندارد .
چگونه و در چه شرایطی انسانها میتوانند تولید فکر کنند؟ در این باره چه نظری دارید ؟ ب ...................................................................................................... اگر آب به مزرعه نرسد میخشکد. آب مزرعهی فکر انسان چیست؟ افکار دیگران است که با بیان آنها به مغز ما میرسد. نباید از ورود آنها جلو گیری کرد. امروزه در دنیا روزنامهها، رادیوها تلویزیونها، ماهواره ها، اینترنت، سینما و اجتماعات، تلفن و ..... عهدهدار رساندن این اطلاعات به مزرعه فکر انسانها هستند. باید ازآنها استفاده کرد. اگر به مزرعه آب گلآلود برسد گیاهان، هم از گل و هم از آب آن استفاده میکنند. مزرعهی فکر انسان هم از اطلاعات رسیده استفاده کرده و آنها را پس از پردازش در جهت مثبت به کار می گیرد. پس نباید ترسی از ورود اطلاعات داشت و یا مانع ورود آنها شد. خواجه. ع
چرا نوروز ماندگار شده و در فهرست جشنهای جهانی ثبت شده؟ نوروز قدرت دارد. این قدرت را از کجا آورده؟ وقتی نوروز میرسد کینههای کهنه را پاک میکند، انسانها را به هم نزدیک میکند، به قلبهایشان مهربانی میدهد، از حال همدیگر با خبر میشوند، کمک معنوی میدهد، کمک مادی میکند، یک پدر مهربان و یک مادر دلسوز میشود، فرزندان را به دور خود جمع میکند، از حال آنها با خبر میشود، کسی را از خود نمیراند، به کسی زور نمیگوید، عقیده خود را بر کسی تحمیل نمیکند چماق بر سر کسی نمیزند، ناسزا نمیگوید، همراه شکوفهها میآید، هوایش نه سرد است و نه گرم، کسی را به دوزخ نمیفرستد، بهشت را با طبیعت سبز نشان میدهد، وعدهی سر خرمن نمیدهد .
| Design By : Night Skin |

